بایگانی دسته: متن

زمین

میروم دور ز تو…
تو می‌نگری و در این اندیشه‌ای که من، چگونه این همه نامردم.
میروم دور ز تو…
تو مینگری و اشک گوشه چشمانت حلقه می‌‌زند.
میروم دور ز تو…
و تو نمیبینی اشک‌های مرا، که چون سیل از چشمانم جاریند…
تو در اندیشه سوزاندن خاطراتمان و من، همچنان می‌روم…
رفتن اجبار است و من مستقیم خواهم رفت…
تو غم آلود و غضبناک، نظاره‌گر رفتن من…
آنقدر نظاره‌گر بودی که هیچگاه نفهمیدی که من امیدم به این است که…
…زمین، گرد است.

کبریت

تمام جهانم پر از وسایلیست که مرا یاد زخم‌هایم می‌اندازد.‌ از وسایل بسیاری – اگر چه خود بی‌گناهند – به طور بی انصافانه‌ای متنفرم.
همه‌شان دست به یکی کرده‌اند که مرا یاد غم‌هایم بیاندازند‌.
حال تو ای تنها باقیمانده امیدهایم، نرو که سیگار مرهم تمام دردهایم بوده و مرهم درد تو نمی‌شود.
چرا که پس از تو کبریت هم دیگر مرا یاد تو خواهد انداخت…

حقیقت

حقیقت همواره ثابت است،

حتی اگر هزار روایت نیز داشته باشد،

حقیقت همواره ثابت است.

در مورد حقیقتی که از آن اطلاع ندارید،

سخن نگویید

و در مورد حقیقتی که از آن اطلاع دارید،

هرکس هرچه که بگوید اهمیتی ندارد.

حقیقت، همواره ثابت است…