مرد

در این زمانه که بنا بر سرد بودن است
و قسمت دل من پر درد بودن است
و جمعیت همه جمع فرد بودن است
بدان که سرخی من از زرد بودن است
تنها دلیل گریه نکردن مرد بودن است

دعای صبح سحر، گریه شبانگاهی
اثر نمی‌کندت چون مرا نمی‌خواهی
مگر به مرگ از غصه‌ام کمی کاهی
خدا بکش که دوایم just مردن است
تنها دلیل گریه نکردن مرد بودن است

در آن زمان که لیلیِّ پر pass و رازی
ترا بگیرد و بندد چو خیمه شب بازی

بسی ز حال خودت هی لطیفه می‌سازی
لطیفه‌ات همه ناشی ز حرص خوردن است
تنها دلیل گریه نکردن مرد بودن است

تمام این لغات و اراجیف را به هم بستم
که بگویم اناث! از شما دگر خسته‌م
نه! اشتباه لغت بود! بشکند دستم
شما بریزید اشک، چه سهل زن بُدَن است
تنها دلیل گریه نکردن مرد بودن است

Mard

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *