بی قرار


آخر هفته دلم باز گرفتار تو  گشت
کارها رفت و دلم مشغه اش کار تو  گشت
آسمان تیره و تار است و زمین غرق به خون
دور از آنها، دل من سخت گرفتار تو گشت
می روی جاده به دنبال تو خواهد پیچید
ره نپیموده دلم خیره به دنبال تو گشت
اشک‌ها سخت از این دیده فرو می ریزند
رفتی، دیده فرو بستم و هموار تو گشت
دل من داشت به مهمانی غم‌ها می‌رفت
دم رفتن پذیرفتی و سربار تو گشت
تو ‌فسانه، تو یگانه، تو امیدی، تو مهی
دل من فارغ از این فاصله‌ها یار تو گشت
موعد آمدنت دیر نخواهد پایید
لیک دل تنگ و ز تنگی همه بیمار تو گشت
وحشی رشتی اگر شهره به قدرت دارد
قدرتش گشت پشیزی، همگی خار تو گشت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *