رنگ بی‌رنگی

حال من خوب است(؟!)
آسمان بی رنگ بی رنگ است
حرف را باید نوشت
حرف را باید زد

مادرم می گوید: آسمان رنگی ست
آسمان مادرم آبی ست
آسمان من ولی بی رنگ، هیچ است…

من خودم هیچم
من کجا و آن که یافت کجا…
آری هیچم
ولی هرکس نیم
هر کجا هستم، نیستم
بر سر مرز زمان می ایستم،
و به تو می نگرم…
مادرم می گوید: دنیا بی غم و اندوه است
(مادرم خود تمام اندوه دنیاهای من در سینه دارد!)
بی شک آسمان آبی او هم بی رنگ است…!
من ندیدم هیچ از جاذبه ی سبز زمین حرف زند
من ندیدم هیچ با متان! آتش روشن کند
من ندیدم که بگوید اکسید هیدروژن قطع شده!
اما می دانم که مادرم نیز می داند
آسمان آبی نیست، آسمان را آبی باید دید…
و اگر آسمان من بی رنگ است، من بی رنگم…

هر که رنگ تو نپذیرد بی رنگ است…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *