وفادار

عشقم بدانم رفته ای، خواهم فراموشت کنم

اما بذار این گریه در گرمای آغوشت کنم

هر بار که یاد تو را از دل برون می داده ام،

هر جا، شمال و یا جنوب، آنجا تو را می دیده ام

شاید که بازی خدا با من چنین باید شود

شاید دلم با عشق تو نقش زمین باید شود

شاید که روزی واقعا عشقت فراموشم شود

یار دگر بر جای تو مهمان آغوشم شود

تا آن زمان آید ز دور من همچنان یار تو ام

گرچه تو با من نیستی اما وفادار تو ام

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *