شعر غم

چون که جز عشق چیزی در یاد ندارم،
از زمانی که به یاد دارم شعر می گویم.

شعر من خاطره است،
شعر من غم بی شادیست،
شعر من حادثه است:
که مرا می برد از سد درون
که مرا می برد از دنیا به دور
از غم ها به دور…

و تو که می خوانی،
به گمانت زیباست
یا که بی خاصیت است
چه اهمیت دارد
که بگویی تو به راست
یا بگویی به دروغ؟!
شعر من شعر غم است
و غم زیبا نیست،
هیچ چیز زیباتر از رویا نیست…

غم ها می آیند
شب ها می آیند
و نشانی که ز دوست
روی قلبت داری
تنها می ماند.
و فقط گهگاهی
دو سه خطی شعری
که نشان از بودن زیباییست،
گرچه خود زیبا نیست…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *